بسم الله الرحمن الرحیم

     

فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه! (5) بخش 5

مطالعه ی فسیل های « نئاندرتال »

نقد نظریه تکامل انسان

 

تذکر: مطالب پیش رو متعلق به وبسایت وعده صادق به نشانی http://www.alvadossadegh.com/fa     می باشد. خوانندگان محترم می توانند برای دریافت این سلسله مقالات به قسمت مقالات ویژه این سایت به آدرس ذیل مراجعه کنند.

http://www.alvadossadegh.com/fa/vijhe-13.html

همان طور که در پاراگراف بعد می خوانید طبق بیان این سایت انتشار این مطالب بدون ذکر منبع (سایت وعده صادق) مورد رضایت نویسنده ی این مقالات نمی باشد:

{{با توجه به نابرابری عددی جبهه ی منتقد « فرضیه ی تکامل » با جبهه ی حامیان آن، قطعاً دوستان عزیز و بزرگواری هستند که تمایل دارند تا به نشر این سلسله مقالات کمک نمایند و ان شاء الله ما را در مسیر پیش رو، یاری فرمایند. ضمن تشکر از این عزیزان و بزرگواران، استدعا می نماییم که تمامی مطالب نقل شده از این سلسله مقالات، با ذکر منبع باشد.

     به دلیل بروز مشکلات زیاد ناشی از عدم درج منبع مقالات لینک داده شده یا کپی شده از وبسایت « وعده ی صادق » و ناتوانی بسیاری از افراد کپی کننده ی این مطالب از پاسخگویی به سوالات و شبهات طرف مقابل، وبسایت « وعده ی صادق »، پیگیری این نوع کپی کاری بدون درج منبع را از طریق مجاری قانونی، حق خود می داند.}}



 

بخش هایی خلاصه وار از این مقاله:

 

برای مطالعه و دانلود تمام مقاله به انتهای مطلب مراجعه نمایید.


یکی از مباحث مورد علاقه ی تکامل شناسان، مباحث مرتبط با « هومینید ها : انسان ساها » ی موسوم به « نئاندرتال:     Neanderthal     »(116) می باشد. مطالعات متعددی که در طی سال های اخیر پیرامون انسان ساهای موسوم به « نئاندرتال:     Neanderthal     »(116) صورت گرفته است؛ ابهامات، ایرادات و سوالات لاینحلی را درباره ی نئاندرتال ها ایجاد نموده، که متاسفانه با سکوت رسانه ای و بعضاً توجیهات سفسطه وار تکامل شناسان همراه بوده است    .

 

    « نئاندرتال:     Neanderthal     » ها طبق ادعای تکامل شناسان، « هومینید ها : انسان ساها » یی هستند که فسیل های منتسب به آن ها، از مناطق مختلفی اعم از جنوب اروپا، قفقاز، آسیای مرکزی و خاورمیانه، یافت شده است. هنوز که هنوز است، خود تکامل شناسان نیز پیرامون این که « نئاندرتال ها »، « گونه ای جدا از انسان ها » بوده اند یا این که در « داخل گونه ی انسان (خردمند) » بوده و تنها زیرگونه ای از انسان ها بوده اند، اتفاق نظر ندارند!!!(118)

البته در طی چند سال اخیر، این معضل نه تنها حل نشده، بلکه پیچیدگی های این مبحث، بیشتر هم شده است. به نحوی که شواهد جدید، سوالات جدید و ابهامات جدی را پیرامون چیستی « نئاندرتال ها » مطرح نموده اند!

 

به هر حال از آن جا که تأکید مقاله ی فعلی ما بر موضوع فسیل شناسی است، فعلاً مباحث مربوط به فسیل شناسی « نئاندرتال ها » مورد بحث قرار گرفته و نکات مربوط به مسایل ژنتیکی آن ها با جزییات کمتر در این مقاله، و به صورت تفصیلی در قسمت های بعدی این سلسله مقالات، مورد بحث قرار خواهند گرفت...

.

.

.

اما در ویژگی های ظاهری « نئاندرتال ها »، خصوصیات جالبی وجود دارند که چالش های جدی در ادعاهای تکامل شناسان، ایجاد می نمایند! برخی از این خصوصیات به شرح زیر می باشند:

 

الف) جمجمه های منتسب به « نئاندرتال ها »، از جمجمه ی انسان های امروزی، کمی بزرگ تر بوده است. این مسئله در کتب و مقالات علمی مختلف، مورد اشاره قرار گرفته است:(121)...

.

.

.


این مسئله (بزرگ تر بودن جمجمه ی منتسب به نئاندرتال ها نسبت به انسان های امروزی)(121)، بسیار حائز اهمیت است، زیرا موجب بر هم ریختن توالی فسیلی خطی « انسان ساها: Hominids  » می شود!:


خوشبختانه چنین اتفاقی دقیقاً در قسمت آخر توالی فسیلی خطی اتفاق افتاده و ما قطعاً می دانیم که انسان های امروزی در عصر حاضر زندگی می کنند!!! و اگر « نئاندرتال » وجود خارجی داشته باشد، قطعاً قبل از عصر کنونی باید می زیسته است!!! بدین ترتیب، با توجه به بزرگتر و حجیم تر بودن جمجمه های فسیل های منتسب به « نئاندرتال ها » نسبت به انسان های امروزی، قطعاً توالی فسیلی خطی تکامل شناسان به هم خورده و آن ها نخواهند توانست از این حربه برای پیش بردن ادعاهای خودشان استفاده کنند!

 

بر اساس این توصیفات، تصاویر زیر که به وفور در مجلات و رسانه ها ملاحظه می گردد، از بیخ و بن غلط و اشتباه بوده و انتشار دهندگان آن یا نادان هستند و یا در صورتی که دانسته مرتکب آن شده باشند، کلاه بردار و دروغ گو می باشند:(122)

 

رد علمی نظریه تکامل


تصاویر بالا و وسط که به وفور در مجلات و رسانه ها ملاحظه می گردد، از بیخ و بن غلط و اشتباه بوده و انتشار دهندگان آن یا نادان هستند و یا در صورتی که دانسته مرتکب آن شده باشند، کلاه بردار و دروغ گو می باشند! جمجمه ی فسیل های منتسب به « نئاندرتال ها: Neanderthals » (کادر قرمز رنگ)، حجیم تر از جمجمه ی فسیل های انسان های امروزی (کادر آبی رنگ)، بوده است! (تصویر پایین) این مسئله، موجب به هم خوردن توالی فسیلی خطی جمجمه های منتسب به « انسان ساها: Hominids  » می شود!

 

بدین ترتیب، توالی فسیلی خطی « انسان ساها: Hominids  »  به غیر از کتب و مجلات عمومی و بجز به منظور فریب طیف وسیعی از مخاطبان عام، دیگر هیچ کاربردی در مجامع علمی و حتی در بین به اصطلاح دانشمندان تکامل شناس ندارد! چرا که از نظر علمی، در همان وهله ی اول رد می شود! اما متاسفانه کماکان از این گونه توالی های فسیلی خطی به عنوان حربه ای کثیف در مجلات عمومی و رسانه های پر مخاطب عامه پسند استفاده می شود! به جای توالی فسیلی خطی « انسان ساها: Hominids  » ، تکامل شناسان در مجامع علمی از توالی شاخه ای « انسان ساها: Hominids  » استفاده می کنند که در ادامه ی مقاله به آن خواهیم پرداخت.


 

ب) بجز مسئله ی بزرگی جمجمه ی « نئاندرتال ها » و مشکلاتی که این مسئله برای تکامل شناسان پدید آورده است، مسایل دیگری نیز وجود دارند که از نظر اسکلتی، باز هم فسیل های منتسب به « نئاندرتال ها » را به چالش می کشند:

A) همان گونه که قبلاً نیز اشاره کردیم، تنوع و گوناگونی بسیاری در چهره، جمجمه و اسکلت انسان های نژادهای مختلف عصر کنونی ملاحظه می گردد. از تفاوت فاحش در اندازه ی جمجمه(111) گرفته، تا استخوان بندی، رنگ پوست، رنگ مو و .... این مسئله در ورزش و طب ورزشی کاملاً شناخته شده است!(123) برای مثال نژادهای شرق آسیا همچون اهالی کره، ژاپن، چین، تایلند و ... در ورزش های سرعتی بسیار موفق هستند و اهالی قاره ی آفریقا در ورزش های استقامتی مانند دو و میدانی، دو ماراتن و ... همواره در صف مدال آوری می باشند و مردم قاره ی اروپا و به خصوص شمال این قاره، در ورزش های قدرتی و نیازمند زور بازو و فیزیک بدنی قوی حرفی برای گفتن دارند.(123)


رد علمی تکامل انسان


چهره ی چهار جوان از چهار نژاد مختلف: (از راست به چپ) جوان بومی مالزیایی، جوان آفریقایی، جوان کره ای و جوان اروپایی. (به تفاوت های واضح در رنگ پوست، جمجمه و اجزای چهره، توجه فرمایید.)


دلایل ضد تکامل انسان

تفاوت های بدنی و گوناگونی وضعیت فیزیکی افراد نژادهای مختلف، در ورزش و طب ورزشی کاملاً شناخته شده است! برای مثال نژادهای شرق آسیا همچون اهالی کره، ژاپن، چین، تایلند و ... در ورزش های سرعتی بسیار موفق هستند و اهالی قاره ی آفریقا در ورزش های استقامتی مانند دو و میدانی، دو ماراتن و ... همواره در صف مدال آوری می باشند و مردم قاره ی اروپا و به خصوص شمال این قاره، در ورزش های قدرتی و نیازمند زور بازو و فیزیک بدنی قوی حرفی برای گفتن دارند.



اما همه ی انسان های عصر کنونی، واقعاً انسان از « گونه » ی انسان هستند! یعنی علی رغم تفاوت های ظاهری، قابلیت ازدواج با یکدیگر داشته و در اثر ازدواج آن ها نیز فرزندانی بارور به دنیا می آیند! بنابراین تفاوت های جسمی بین نژادهای مختلف انسان ها، به معنای وجود این افراد در « گونه » های مجزا نیست!


در مورد « نئاندرتال ها » نیز وضعیت به همین منوال است. یعنی تفاوت های ظاهری و اسکلتی آن ها با انسان های امروزی نیز، لزوماً به این معنا نیست که آن ها از « گونه » ای جدا از انسان ها می باشند، بلکه ممکن است نژاد خاصی از انسان ها بوده باشند. کما این که امروزه نیز برخی ویژگی های ظاهری « نئاندرتال ها »(125) در برخی جمعیت ها ملاحظه می گردد.

دلایل ضد تکامل انسان

شباهت تصاویر بازسازی شده ی منتسب به « نئاندرتال ها » (تصاویر بالا) با 2 انسان امروزی (تصاویر پایین). تصویر پایین چپ، نیمرخ « هنری کیسینجر » سیاستمدار مشهور آمریکایی است!

B) یکی از بیماری های شناخته شده در ...

.
.
.

اما یکی از موارد جالب توجه که به بحث ما مربوط می شود، یافتن شواهدی از ابتلا به « کمبود ویتامین D » در « نئاندرتال ها » می باشد! در تعدادی از مقالات که سال ها قبل (1970 میلادی) و در مجلات مشهور « Nature » و « The Sciences » به چاپ رسیده بودند، به این نکته اشاره شده بود که در اسکلت « نئاندرتال ها »، شواهد مشکوکی از ابتلا به بیماری « ریکتز (نرمی استخوان): Rickets  » یا « استئومالاسی:Osteomalacia » ملاحظه می گردد:(126)...

.

.

.

 

با توجه به مطالب ذکر شده ، به نظر می رسد که احتمال وجود بیماری « ریکتز (نرمی استخوان) »(124) و « استئومالاسی »(124) در اسکلت های منتسب به « نئاندرتال ها »، مسئله ای است که نیاز به توجه و پیگیری فعال و جدی دارد! اما متاسفانه آن چه که در عرصه ی جامعه ی علمی مشاهده می گردد، سکوت و کم توجهی نسبت به چنین احتمالی است! به طوری که مقالات علمی تأیید کننده یا حتی رد کننده ی چندانی نسبت به مقالات فوق، از آن تاریخ (سال 1970 میلادی) تاکنون، در مجلات معتبر علمی منتشر نشده اند!(127) در واقع، به نظر می رسد که به منظور مسکوت ماندن هر چه بیشتر این قضیه، حتی مقالات مخالف مقالات فوق نیز انتشار نیافته اند تا به مرور زمان، چنین احتمالی، به فراموشی سپرده شود! این مسئله نیز نشان دهنده ی بخشی دیگر از سانسورها و پنهان کاری های مافیای علمی طرفدار فرضیه ی تکامل می باشد.

 C) علاوه بر بیماری هایی همچون « سر کوچک (میکرو سفالی)...

.

.

.

علاوه بر توصیه های پزشکی که در بالا، به آن ها اشاره گردید، موارد دیگری مانند عادات نگهداری از کودکان در جوامع مختلف، آیین و رسومات محلی و ... می تواند موجب ایجاد ناهنجاری های واضح در جمجمه گردد. برای مثال، موارد متعددی از تغییر شکل های شدید جمجمه ای بین سرخ پوستان آمریکای مرکزی و جنوبی و در بین اقوام « مایا: Maya »،  «اینکا: Inca »،  «نازکا:  Nazca » «آلان ها: Alans  (ساکنان ایرانی الاصل منطقه ی اوستیا در گرجستان)(132) » و ... گزارش شده است که به دلایل اعتقادی و احتمالاً در نتیجه ی آداب و رسوم محلی آن ها بوده است:(133)


اشتباه های نظریه تکامل انسان


 

تصاویر مختلفی از تغییر فرم جمجمه ای به دلیل آداب و رسوم محلی! تصویر بالا راست متعلق به یک سرخ پوست « مایا »، نصویر بالا وسط متعلق به یک سرخ پوست « نازکا »، تصویر بالا چپ متعلق به یک فرد سرخ پوست امروزی، و تصاویر پایین متعلق به فردی از قبیله ی « آلان (قبیله ی ایرانی الاصل ساکن اوستیای گرجستان) می باشد.


نقد علمی تکامل انسان

 

تصویر بالا راست، روش های مختلف « مایا » ها برای تغییر شکل جمجمه ی فرزندانشان را نشان می دهد! تصویر بالا چپ، یک زن سرخپوست اهل قبیله ی « چینوک (شینوک): Chinook  » را در منطقه ی آمریکای شمالی و در حالی که فرزند شیرخوار خود را در وسیله ی تغییر فرم دهنده ی جمجمه به دست گرفته است، نشان می دهد! در همین تصویر، ملاحظه می فرمایید که مادر این کودک نیز تغییر فرم جمجمه داشته است!

 

 

اما مسئله هنگامی جالب تر می شود که بدانیم حداقل در چند جمجمه ی « نئاندرتال » ها نیز وجود این تغییر فرم جمجمه ای عمدی ناشی از آداب و رسوم نیز به چشم می خورد و حتی در مقالات علمی نیز به آن اشاره شده است:(134)

کشف وجود تغییرات واضح عمدی...

.

.

البته با در نظر گرفتن احتمال بالای ابتلای « نئاندرتال ها » و به خصوص « کودکان نئاندرتال » به بیماری « ریکتز (نرمی استخوان): Rickets  » که در بخش های قبلی به آن اشاره شد(126)، احتمال این مسئله بالاتر نیز می رود!!! چرا که با توجه به نرمی استخوان ها در «نئاندرتال ها »، حتی به وسایل عجیب و غریبی که در تصاویر بالا ملاحظه نمودید نیز نیازی نبوده است! بلکه حتی در اثر وجود « کلاه »، « تاج » و سایر وسایلی که به دلیل آداب و رسوم « نئاندرتال ها »، بر سر کودکان یا حتی افراد بزرگسالشان قرار می گرفته است، ممکن بوده که تغییرات خفیف یا شدید جمجمه ای ایجاد شده باشد....

.

.

.

اما موضوع هنگامی جالب می شود که بدانیم، در مقاله ای که در سال 2013 میلادی منتشر شده است، به وجود ناهنجاری « دیسپلازی فیبرو:  Fibrous Dysplasia » در فسیل منتسب به یک « نئاندرتال » موسوم به « Karpina 120.71 » و آن هم حدود 110 سال پس از کشف این فسیل!، اشاره گردیده است!(136)

فسیل منتسب... 

.

.

.

الف) کشف ناهنجاری « دیسپلازی فیبرو:  Fibrous Dysplasia » در « نئاندرتال ها »، باز هم مطالب ذکر شده در ابتدای قسمت 5 این سلسله مقالات را تأیید می کند و این نکته را متذکر می گردد که بسیاری از ویژگی های منتسب به فسیل های به اصطلاح انسان سا، ممکن است مربوط به وجود بیماری ها، تفاوت های سنی، جنسی و بین نژادی انسان ها، و ... باشد، نه این که لزوماً این فسیل ها مربوط به گونه ای مجزا از انسان ها باشند.

ب) مغفول ماندن وجود ناهنجاری هایی مانند ناهنجاری « دیسپلازی فیبرو:  Fibrous Dysplasia » در بررسی های فسیلی، همچون تأخیر 110 ساله در کشف این ناهنجاری در فسیل منتسب به « نئاندرتال » موسوم به « Karpina 120.71 »(136)، این واقعیت را بیش از پیش متذکر می گردد که بسیاری از قضاوت های قبلی در مورد فسیل های کشف شده، عجولانه و فاقد دقت کافی بوده است!

البته جالب است که در همه حال و در همه ی دوران ها، تکامل شناسان به گونه ای درباره ی اطلاعات خود از فسیل ها سخن می گویند که گویی تمام جزییات مربوط به فسیل های مورد نظر را کشف کرده و حتی آنالیز تمام و کمالی از ویژگی های آناتومیک، ژنومیک و ... آن ها انجام داده اند! این تکامل شناسان، منتقدان خود را دگم و فاقد دانش می دانند، حال آن که سال ها بعد و پس از کشف ویژگی های جدید در فسیل های مذکور، با بی شرمی تمام و بدون عذرخواهی از برخورد مستبدانه و سخت گیرانه ی خود در سال های قبل، به صورت کاملاً آرام و بدون برانگیختن هر گونه توجهی، به تصحیح ادعاهای خود در مورد فسیل ها می پردازند! حال آن که باید از آن ها پرسید، به چه مجوزی سال ها قبل در مورد فسیل های مذکور، آن همه استبداد و سخت گیری به خرج می دادند، اما با گذشت زمان و مشخص شدن اشتباهات و نواقص ادعاهای آنان، به عذرخواهی از منتقدان خود نپرداخته اند!!! از سوی دیگر چه تضمینی دارد که آن چه که امروزه تکامل شناسان بر سر درستی آن ها پافشاری می کنند، به زودی زیر سوال نرود؟!!

البته ممکن است این نکته...

.

.

.

F) یکی از موارد بحث بر انگیز پیرامون فسیل های منتسب به « نئاندرتال ها »، کشف چند فسیل در طی دهه های اخیر است که ویژگی های « دورگه: Hybrid » بین « نئاندرتال ها » و « انسان های مدرن » را نشان داده اند!

یکی از مهمترین فسیل ها... 

.

.

.

...تکامل شناسان نمی توانند ویژگی های بینابینی فسیل های « نئاندرتال » موسوم به « the Abrigo do Lagar Velho 1  » (مشهور به کودک لاپدو:  Lapedo Child ) و « متزنا:  Mezzena  » را به نفع خود مصادره کرده و آن ها را به عنوان گونه ی حد واسط « نئاندرتال ها » و « انسان های مدرن » معرفی نمایند! چرا که همزمانی قابل توجه بخش اعظم زمان زیستن « نئاندرتال ها » با «انسان های مدرن »، مانع از این کار می شود!!!

به همین دلیل، محققان ...

.

.

.

 برای مشاهده تمامی مطالب این مقاله ، فایل PDF قرار داده شده در پایین را دریافت نمایید 











برچسب ها : رد علمی نظریه تکامل  , دلایل ضد تکامل انسان  , نقد علمی نظریه فرگشت  , اشتباه های فرضیه فرگشت  , نقد فسیل نئاندرتال  , فریب نظریه فرگشت  ,