بسم الله الرحمن الرحیم


فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه! (5) بخش 4

توالی فسیلی انسان ساها (هومینیدها)

 نقد علمی فرضیه تکامل

تذکر: مطالب پیش رو متعلق به وبسایت وعده صادق به نشانی http://www.alvadossadegh.com/fa     می باشد. خوانندگان محترم می توانند برای دریافت این سلسله مقالات به قسمت مقالات ویژه این سایت به آدرس ذیل مراجعه کنند.

http://www.alvadossadegh.com/fa/vijhe-13.html

همان طور که در پاراگراف بعد می خوانید طبق بیان این سایت انتشار این مطالب بدون ذکر منبع (سایت وعده صادق) مورد رضایت نویسنده ی این مقالات نمی باشد:

{{با توجه به نابرابری عددی جبهه ی منتقد « فرضیه ی تکامل » با جبهه ی حامیان آن، قطعاً دوستان عزیز و بزرگواری هستند که تمایل دارند تا به نشر این سلسله مقالات کمک نمایند و ان شاء الله ما را در مسیر پیش رو، یاری فرمایند. ضمن تشکر از این عزیزان و بزرگواران، استدعا می نماییم که تمامی مطالب نقل شده از این سلسله مقالات، با ذکر منبع باشد.

     به دلیل بروز مشکلات زیاد ناشی از عدم درج منبع مقالات لینک داده شده یا کپی شده از وبسایت « وعده ی صادق » و ناتوانی بسیاری از افراد کپی کننده ی این مطالب از پاسخگویی به سوالات و شبهات طرف مقابل، وبسایت « وعده ی صادق »، پیگیری این نوع کپی کاری بدون درج منبع را از طریق مجاری قانونی، حق خود می داند.}}

 

 

 

بخش هایی خلاصه وار از این مقاله:


برای مطالعه و دانلود تمام مقاله به انتهای مطلب مراجعه نمایید.


یکی دیگر از توالی های فسیلی که به وفور از سوی تکامل شناسان مورد استفاده قرار می گیرد، توالی فسیلی انسان ساها یا « هومینید :     Homind     » ها است.(81) این توالی فسیلی نیز به عنوان یک توالی فسیلی مشهور از سوی تکامل شناسان ارایه می گردد و شاید بتوان گفت که یکی از معروف ترین و پرکاربرد ترینتوالی های فسیلی در عرصه های رسانه ای، کتب و مجلات عام و خاص می باشد.(81) مخاطبان محترم، به وفور و به تواتر، توالی های فسیلی زیر را ملاحظه نموده اند... :

.

.

.

توالی فسیلی « انسان ساها     Hominids :     »         (81) نیز همانند « توالی فسیلی اسب ها »، عمدتاً به دو صورت « توالی فسیلی خطی »(82) و « توالی فسیلی شاخه ای »(83) نمایش داده می شود که توالی خطی عمدتاً در مجلات، کتب و رسانه های مربوط به مخاطب عام، و توالی شاخه ای عمدتاً در مجامع آکادمیک ارایه می گردد    .

 

در توالی فسیلی خطی که برای مخاطب عام بسیار باورپذیر می نماید، فسیل ها و تصاویر بازسازی شده ای از « انسان ساها     Hominids :    » به ترتیب نمایش داده می شوند. به نحوی که توالی فسیلی خطی، از یک میمون اولیه، شروع شده و با زنجیره ای از فسیل های موسوم به « انسان ساها Hominids : » که شامل انواع « جنوبی کپی Australopithecus : » و « پرامردم Paranthropus :  » و ... هستند، ادامه یافته و به انسان امروزی ختم می شود!!!(82) در این توالی، تکامل شناسان تاکید ویژه ای بر تغییرات فرم جمجمه ها، خمیدگی قامت و تغییرات آن، تغییرات انگشتان و ... می نمایند تا این توالی را به خصوص برای مخاطبان عام، باورپذیرتر نمایند!(81)

 

به دلایل متعدد، توالی فسیلی « انسان ساها Hominids : » (81) ، به عنوان یک توالی فسیلیاستراتژیک شناخته می شود. از یک سو، ظاهر این توالی فسیلی، بسیار جذاب و متقاعد کننده به نظر می رسد؛ از سوی دیگر، به دلیل اهمیت خاص این توالی فسیلی در بحث خلقت انسان، و تبعات و نتایج علمی، مذهبی، سیاسی و فرهنگی حاصل از پذیرش یا عدم پذیرش آن، توالی فسیلی « انسان ساها Hominids :» (81) ، به شدت از سوی تکامل شناسان و حامیان سکولار و لائیک آن ها مورد اشاعه و ترویج قرار می گیرد؛ به همین دلیل، نقد این توالی از اهمیت بسیاری برخوردار است.

 

 

لازم به ذکر است که به منظور پرهیز از اطاله ی کلام و تکرار مباحث قبلی، بجز در برخی موارد، بسیار خلاصه و تیتروار به نقد این توالی فسیلی می پردازیم؛ چرا که بسیاری از نقدهای وارده بر « توالی فسیلی اسب ها »(48) که قبلاً مورد بحث قرار گرفت، بر توالی فسیلی « انسان ساها Hominids : » (81) نیز مترتب می باشد! :

 

1) اولین ایراد وارده به توالی فسیل های « انسان ساها Hominids : » (81) ، غلط و ناصحیح بودن یا ابهام داشتن زمان های مربوط به فسیل های کشف شده است. همان گونه که در قسمت 4 این سلسله مقالات ذکر کردیم، طول عمر فسیل های مکشوفه عمدتاً بر اساس روش « زمان سنجی رادیومتریکRadiometric Dating  :» محاسبه شده است.(4و50) متاسفانه طول عمرهای محاسبه شده بر اساس روش « زمان سنجی رادیومتریک » بر این فرض قدیمی که سرعت « واپاشی هسته ای Radiactive Decay : » برای هر عنصر ثابت بوده و تحت تاثیر فاکتورهای محیطی نیست، محاسبه شده است؛(4و50) اما همان گونه که در قسمت 4 این سلسله مقالات ملاحظه کردید، در طی 10 سال اخیر شواهد متعدد و متقنی ارایه شده است که نشان می دهد بر خلاف مفروضات قبلی، که سرعت « واپاشی هسته ایRadiactive Decay : »  را ثابت و فاقد تأثیرپذیری از شرایط محیطی می دانستند، این سرعت، تحت تأثیر فشار محیط، وضعیت شیمیایی محیط و حتی فعالیت شراره های خورشیدی قرار دارد!(4و50) با توجه به این که فسیل های کشف شده در مکان های گوناگون از نظر حضور در شرایط مختلف محیطی، از جمله فشار و محیط شیمیایی و اثر شراره های خورشیدی و ... با یکدیگر متفاوت می باشند، می بایست تأثیرات محیطی نامبرده، مورد توجه قرار گرفته و طول عمر هر فسیل بر اساس شرایط محیطی محاسبه شود که البته با توجه به این که ما فعلاً اطلاعات کافی و دقیقی از شرایط فشار و شراره های خورشیدی بر فسیل های مختلف نداریم، عملاً محاسبه ی دقیق طول عمر فسیل ها فعلاً غیر ممکن می باشد! علی رغم وجود شواهد متقن در این زمینه (برای دستیابی به شواهد و مستندات علمی این مسئله، به مقاله ی 4 از همین سلسله مقالات رجوع فرمایید)(4و50)، متاسفانه تکامل شناسان در این مباحث، سیاست سکوت و بایکوت و فریب را در پیش گرفته و کماکان طول عمر فسیل ها را بر اساس مفروضات غلط قبلی محاسبه می نمایند و به خورد مخاطب می دهند!!!(4و50)

 

در مورد توالی فسیلی « انسان ساها Hominids : » (81)  ، این امر ممکن است موجب اغتشاشات و به هم ریختگی شدید در این توالی شود! چرا که آن فسیلی که تکامل شناسان مدعی بودند مربوط به 10 میلیون سال قبل بوده، بعید است که واقعاً مربوط به 10 میلیون سال قبل باشد و آن فسیل 8 میلیون ساله، واقعاً 8 میلیون ساله باشد!!!

 

 

با توجه به اشتباهات محاسباتی فاحش بالقوه ی موجود در روش « زمان سنجی رادیومتریک » ، آن فسیل 8 میلیون ساله، ممکن است در اصل، عمر 12 میلیون ساله داشته و فسیل 10 میلیون ساله ی مورد ادعای طرفداران « فرضیه ی تکامل »، در عالم واقع تنها 4 میلیون سال قدمت داشته باشد!!!(4و50) با این اوصاف، ادعاهای قبلی « تکامل شناسان » که فسیل اشتباهاً محاسبه شده ی 10 میلیون ساله شان را جد و نیای فسیل اشتباهاً محاسبه شده ی 8 میلیون ساله، می پنداشتند، از بیخ و بن غلط و ناصحیح می گردد!!! (4و50) :...

.

.

.

 

 

1) همچون توالی فسیلی اسب ها، توالی فسیلی انسان ساهای مورد نظر تکامل شناسان، بسیار ساده انگارانه و البته عوام فریبانه به نمایش در آمده است؛ به نحوی که بسیاری از واقعیات موجود در عالم طبیعت که می توانسته در ترسیم توالی اختلال ایجاد نماید، سهواً یا عمداً نادیده گرفته شده است.

 

برای مثال، تکامل شناسان، اختلافات واضحی را که در جثه، شکل جمجمه، وضعیت لگنی، و سایر شاخص های آناتومیک انسان های امروزی دیده می شود، در توالی فسیلی « انسان ساها: Hominids »(89) نادیده گرفته اند! در واقع در شرایط فعلی نیز اگر به انسان های پیرامون خود بنگریم، تفاوت های واضحی را در جثه، چهره و اسکلت انسان های امروزی خواهیم دید:(40) 

نقد علمی نظریه تکامل

 چهره ی چهار جوان از چهار نژاد مختلف: (از راست به چپ) جوان بومی مالزیایی، جوان آفریقایی، جوان کره ای و جوان اروپایی. (به تفاوت های واضح در رنگ پوست، جمجمه و اجزای چهره، توجه فرمایید).

 

 

 نقد علمی فرضیه تکامل

 

6 جمجمه متعلق به انسان های سالم از نژاد های مختلف که در قرون اخیر فوت کرده اند: بالا چپ متعلق به فرد اهل پرو فوت شده در قرن 15، بالا وسط متعلق به فرد میانسال بنگالی، بالا راست متعلق به مرد ساکن جزایر سلیمان (ملانزی) متوفی به سال 1893 میلادی، تصویر پایین چپ متعلق به مرد جوان آلمانی، تصویر پایین وسط متعلق به مرد میانسال اهل کنگو و تصویر پایین راست متعلق به یک مرد میانسال اسکیمو می باشد. به تفاوت های زیاد در اجزای مختلف جمجمه ها توجه فرمایید!

 

.

.

.

... بلکه در سال های اخیر، تعدادی از دانشمندان علوم زیستی نیز، این گونه احتمالات را عنوان کرده و در مقابل فسیل های منتسب به « انسان ساها: Hominids »(89)، تشکیک ایجاد کرده اند!!! در ادامه به ذکر یک مثال در این زمینه می پردازیم و مقالات منتشر شده پیرامون یک فسیل جمجمه ی منتسب به انسان سایی موسوم به «  LB1؛ هومو فلورسینسیس: LB1, Homo floresiensis » را با جزئیات بیشتر، بررسی می نماییم: . . . 

.

.

 

.

... البته « ج. وبر: J. Weber » و همکاران، در مقاله ی خود، نکته ی دیگری را نیز متذکر شده اند که باز هم پیشاپیش، دست و پا زدن و تلاش های بیهوده ی « د. فالک: D. Falk  »  و همکاران را در جهت دفاع از مقاله شان، ناکام می گذارد!(100)

 

 

 

« ج. وبر: J. Weber » و همکاران، در مقاله ی خود، به این نکته اشاره کرده اند که با توجه به این که تمام فضای داخل استخوان های جمجمه توسط مغز پر نمی شود، اتکا به مدل های فضا پرکن مغزیِ داخل جمجمه ای که « د. فالک: D. Falk  »  و همکاران از آن استفاده کرده اند (آن هم در حد 1 نمونه!)، از نظر علمی کار چندان صحیحی نمی باشد!!!(100)...

.

.

 

.

 

 

... اما نکته ی بسیار جالب و حیرت آور در این میان، عملکرد وبسایت های مشهور از جمله «Science Daily »  در برخورد سلیقه ای و طرفداری یکجانبه از مقالاتی است که در جهت ترویج دیدگاه تکامل شناسان می پردازند(106) که البته این مسئله، حضور مافیای قدرتمند رسانه ای « داروینیسم » و « حامیان تکامل » را که در مقدمه ی این بخش از مقالات به آن اشاره کردیم، تأیید می نماید!(106) و صد البته مسئله ی فسیل جمجمه ی منتسب به هومینید موسوم به «  LB1؛ هومو فلورسینسیس: LB1, Homo floresiensis »  نیز از این قاعده مستثنی نیست:(106)

 

 

در حالی که مقالات « پینگ پونگی! » طرفداران و مخالفان وجود یا عدم وجود ناهنجاری «میکروسفالی » در جمجمه ی منتسب به هومینید موسوم به «  LB1؛ هومو فلورسینسیس: LB1, Homo floresiensis» تا سال 2013 میلادی نیز کشیده شده است(107) و در سال 2013 میلادی نیز 1 مقاله از سوی طرفداران وجود « میکروسفالی » و 1 مقاله نیز از سوی مخالفان وجود « میکروسفالی » در این فسیل جمجمه، منتشر گردیده است(107)، وبسایت مشهور « Science Daily » در اقدامی کاملاً جانبدارانه، ضمن نادیده گرفتن مقاله ی منتشر شده از سوی دانشمندانی که موافق وجود « میکروسفالی » در جمجمه ی مذکور و مخالف وجود هومینید موهومی با عنوان «  LB1؛ هومو فلورسینسیس: LB1, Homo floresiensis » بودند، تنها به آخرین مقاله ی منتشر شده از جانب طرفداران وجود هومینید «  LB1؛ هومو فلورسینسیس » پرداخته و با زیرکی و البته خباثت تمام، خبر از کشف گونه ای جدید از « انسان ساها» با عنوان « هومو فلورسینسیس: Homo floresiensis  » داده و در تعریف و تمجید از صحت و دقت این مقاله، اهتمام ویژه ای به خرج داده است!!!(108) متاسفانه این عمل که دور از شأن یک وبسایت به ظاهر علمی است، موجب توهین به مقوله ی ارزشمند « علم » شده است:(108)

 

اما در پاسخ به مطلب جانبدارانه ی وبسایت مشهور « Science Daily » باید بگوییم که این وبسایت، خطاهای بزرگ زیر را مرتکب شده است:(108)

 

الف) در سال 2013 میلادی، 1 مقاله از سوی « وانوچی. آرسی: Vannucci RC  » و همکاران منتشر گردید که در طی آن، ضمن اشاره به نظرات مختلف محققان پیرامون فسیل جمجمه ی منتسب به هومینید موسوم به «  LB1؛ هومو فلورسینسیس: LB1, Homo floresiensis » اعم از اینکه این جمجمه خود یک گونه « انسان سا: Hominid  » بوده یا یک انسان امروزی مبتلا به ناهنجاری « میکروسفالی » بوده است، نهایتاً نشان داده شد که جمجمه ی «  LB1؛ هومو فلورسینسیس: LB1, Homo floresiensis» با جمجمه ی مبتلایان به ناهنجاری «میکروسفالی »، قرابت دارد! (109)

 

 

 

متاسفانه وبسایت مشهور « Science Daily »، به مقاله ی فوق که در سال 2013 و در کمتر از 5 ماه قبل از خبر مندرج در وبسایت منتشر شده بود، اشاره ای نکرده است(108) تا مبادا شک و شبهه در خصوص جمجمه ی منتسب به « هومو فلورسینسیس: Homo floresiensis  » مجدداً بالا بگیرد!

.

.

.

 

 

 ..B) نویسندگان این مقالات و مقالاتی از این دست، یک نکته ی بسیار مهم و کلیدی را سهواً یا عمداً! فراموش می کنند که تفاوت های بسیار مهم و قابل اعتنایی بین ابعاد جمجمه ی انسان های سالم امروزی از جنس ها و نژادهای مختلف وجود دارد!(111) این مسئله نه تنها در ظاهر افراد مشخص است، بلکه مطالعات متعدد آکادمیک نیز در این زمینه انجام شده و تفاوت های مهمی را در ابعاد و حجم جمجمه ی افراد مختلف از جنس ها و نژاد های متفاوت، نشان داده اند!(111) به نحوی که حجم جمجمه ی یک « مرد سالم اروپایی » (کادر آبی رنگ) در حدود 234 سی سی از حجم جمجمه ی یک « زن سالم آفریقایی » (کادر سبز رنگ) بزرگ تر می باشد که عدد قابل توجهی است!(111)

نقد تکامل داروین

 

 

 

البته این تفاوت تنها در حجم کلی جمجمه نیست و در فرم، شکل و اجزای جمجمه نیز ملاحظه می گردد!(111)

 

به هر حال بسیار جالب است که علی رغم وجود شواهد علمی دقیق و قطعی مبنی بر وجود تفاوت بین ابعاد، حجم، فرم، شکل و اجزای جمجمه ی افراد از جنس ها و نژادهای مختلف(111)، محققانی که مدعی بررسی نمونه های فسیلی جمجمه های منتسب به « انسان ساها: Hominids » و مقایسه ی اجزای اسکلتی آن ها با انسان های سالم یا بیمار عصر کنونی هستند، ساده انگارانه، کودکانه و عمداً یا سهواً فراموش می کنند که چنین فاکتور مداخله گر مهمی را در مطالعات خود مورد توجه قرار داده و پس از آن در مورد یافته های خود، به سخن پراکنی و اظهار فضل بپردازند!!!

 

 

جالب است که مولفان مقاله ی مورد اشاره توسط وبسایت مشهور « Science Daily »، هیچ اشاره ای به وضعیت جنس یا نژاد نمونه های مبتلا به ناهنجاری « میکروسفالی » که در مطالعه ی خود شرکت داده بودند، نداشتند!(110) ...

.

 

.

.

... چرا که جدال دانشمندان بر سر این موضوع است که جمجمه ی منتسب به «  LB1؛ هومو فلورسینسیس:LB1, Homo floresiensis » واقعاً جمجمه ی یک موجود به اصطلاح « انسان سا: Hominid » است، یا یک انسان مدرن اهل جزایر « فلورس اندونزی » مبتلا به ناهنجاری « میکروسفالی » است!!! حال این که با توجه به تفاوت های بین نژادی ابعاد و حجم جمجمه(111)، ارتباط این مسئله با بیماران اروپایی و آمریکایی مبتلا به ناهنجاری «میکروسفالی»(34) چیست و چرا این بیماران به جای بیماران مبتلا به ناهنجاری «میکروسفالی»(34) منطقه ی « شرق آسیا » و « جنوب شرقی آسیا » انتخاب شده اند، سوالی است که « باب. کی ال: Baab KL  » و همکارانش باید در این زمینه پاسخگو باشند؟!. . .

.

.

.

... و بسیاری از محققان، اعتقاد به ابتلای صاحب جمجمه ی مذکور به ناهنجاری « میکروسفالی » دارند(107)؛ اما بسیار جالب است که بدانیم، وبسایت های پر مخاطب و مشهور که بعضاً نام وبسایت « علمی » را یدک می کشند و نیز رسانه های جمعی، با سر و صدای زیاد، خبر از کشف یک « گونه » ی جدید شبه انسان داده اند!!! (106) اما نکته ی جالب تر این که در حالی که تاریخ انتشار مقاله ی اصلی « باب. کی ال: Baab KL  » و همکاران در وبسایت مجله ی « PLOS ONE »، روز 10 جولای 2013 بوده است(110)، وبسایت های خبری مشهور همچون « Science Daily » و «Science News »، به ترتیب در تاریخ 10 جولای 2013 (روز اول انتشار مقاله  ی اصلی!!!) و 15 جولای 2013، با آب و تاب فراوان و در حالی که هنوز به اصطلاح، جوهر نویسندگان مقاله ی اصلی خشک نشده و هنوز واکنش منتقدان احتمالی به این مقاله و امثالهم ارزیابی نشده بود، به انتشار خبر پرداختند و خبر از کشف یک گونه ی جدید « انسان سا: Hominid  » دادند!(106)


 

 

و بسیاری از محققان، اعتقاد به ابتلای صاحب جمجمه ی مذکور به ناهنجاری « میکروسفالی » دارند(107)؛اما بسیار جالب است که بدانیم، وبسایت های پر مخاطب و مشهور که بعضاً نام وبسایت « علمی » را یدک می کشند و نیز رسانه های جمعی، با سر و صدای زیاد، خبر از کشف یک « گونه » ی جدید شبه انسان داده اند!!! (106) اما نکته ی جالب تر این که در حالی که تاریخ انتشار مقاله ی اصلی « باب. کی ال: Baab KL  » و همکاران در وبسایت مجله ی « PLOS ONE »، روز 10 جولای 2013 بوده است(110)، وبسایت های خبری مشهور همچون « Science Daily » و «Science News »، به ترتیب در تاریخ 10 جولای 2013 (روز اول انتشار مقاله  ی اصلی!!!) و 15 جولای 2013، با آب و تاب فراوان و در حالی که هنوز به اصطلاح، جوهر نویسندگان مقاله ی اصلی خشک نشده و هنوز واکنش منتقدان احتمالی به این مقاله و امثالهم ارزیابی نشده بود، به انتشار خبر پرداختند و خبر از کشف یک گونه ی جدید « انسان سا:Hominid  » دادند!(106)

نقد علمی فرضیه تکامل

 

 

این نکته موقعی جالب می شود که بدانیم وبسایت مشهور « Science Daily »، در موردی مشابه که چند سال قبل اتفاق افتاده بود (سال 2006 میلادی)(117)، فقط موقعی خبر شک دانشمندان به شباهت جمجمه ی منتسب به «  LB1؛ هومو فلورسینسیس: LB1, Homo floresiensis » به جمجمه ی بیماران مبتلا به ناهنجاری « میکروسفالی » را مطرح نموده بود که 1 سال از اولین مقاله ی انتقادی نسبت به این جریان گذشته بود (سال 2005 میلادی)(100) و مقاله ی انتقادی دوم نیز ارایه گردیده بود (در سال 2006 میلادی)! (103) که با توجه به افزایش تعداد مقالات انتقادی، این وبسایت مجبور گردید تا در سال (2006 میلادی)(117) و با یکسال تاخیر نسبت به اولین مقاله ی انتقادی و همزمان با دومین مقاله ی انتقادی، به انتشار خبر در این رابطه بپردازد! (117) متاسفانه چنین تبعیضی در مورد عمده ی مقالات حاوی مطالب زیر سوال برنده ی پروپاگاندای تکامل به چشم می خورد! حال آن که مطالب همگام با پروپاگاندای تکامل بلافاصله تحت پوشش قرار می گیرند! حتی اگر مجلات منتشر کننده ی آن ها از درجه ی علمی پایین تری برخوردار باشند!

 

این تحرکات وبسایت های به ظاهر علمی، خبر از عملکرد « پروپاگاندا مانند » چنین وبسایت هایی در جهت انتشار افکار موافق « فرضیه ی تکامل » می دهد!(106) به نحوی که این رسانه ها، هنگامی که کوچکترین خبری  موافق  خواسته های  خود می بینند،  به صورت عموم منتشر  می نمایند،  اما به  مطالب  انتقادی توجهی نمی کنند.

 

البته جالب است که بدانیم، در حالی که تاکنون (سال 2013 میلادی) در مجامع علمی بین محققان پیرامون جمجمه ی منتسب به «  LB1؛ هومو فلورسینسیس: LB1, Homo floresiensis »  و انتساب آن به عنوان یک « انسان سا: Hominid  » یا ابتلای آن به ناهنجاری « میکروسفالی » اختلاف نظر وجود دارد(107)، اما متاسفانه تکامل شناسان تصویر این جمجمه را حتی در مجلات و وبسایت های به اصطلاح علمی خود به عنوان یک انسان سای مجزا مطرح کرده اند!:

.

.

.


 برای مشاهده تمامی مطالب این مقاله ، فایل PDF قرار داده شده در پایین را دریافت نمایید 









برچسب ها : نقد فرضیه تکامل  , رد فرضیه تکامل  , نقد تکامل انسان  , تبلیغات تکامل  , نقد علمی نظریه تکامل  , فسیل انسان سا  , نقد انسان های اولیه  ,